وضعیت زندگی امام رضا(ع)
نميخواهيم بگوييم خانة او محقر بود. كوخ نبود و كاخ هم نبود. نسبتاٌ وسيع و مركز آمد و شدها بود. چه بسيار از جلسات درسي كه در خانة او برگزار ميشد. برخي از مورخان وضع فرش خانهاش را اين گونه تصور كرده اند كه او در تابستان بر روي حصير مينشست و در زمستان بر روي فرشهاي پشمي و موئين. برخي هم نوشتهاند كه فرش زير پايش پلاس بود كه آن هم درواقع چيزي جز آن پارچه هاي پشمين نبود.
اگرچه شأن او و ديگر امامان والا و گران سنگي زندگيشان بايد بالاتر از آن چيزي باشد كه در خانه هايشان ديده ميشود ولي آنها زيور دنيا را به هيچ ميانگاشتند و دل به رضوان خدا و انجام وظيفهاي خوش ميكردند كه خداي متعال برايشان معين كرده بود.
خانة او مركز آمد و شد بود و باب اميد افرادي كه به دلايل مختلف به خدمت او ميآمدند. اين آمد و شدها در فصل حج طبيعتاًَ زيادتر ميشد. در مواردي دردمندان، فقيران و افراد محتاج و آنها كه از همه جا رانده ميشدند به درب خانة او چشم ميدوختند و به غير از اين دسته بايد از خواستاران علم و از دوستداران خالص فرهنگ و دانش ياد كنيم كه با امام و درس و بحث و جلسات خصوصي داشتند و گره هاي دشوار علميشان در حضور امام و در خانة او گشوده ميشد.
امام همانگونه كه در شأن و موقعيت اوست زندگيش الگوي زندگي اسلامي بود آن كس كه ميخواست زندگي خود را در آن شرايط با زندگي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تطبيق داده و بر طبق اسلام عمل كند مي بايست راه و روش امام رضا علیه السلام را تعقيب نمايد. او با سخن خود، با رفتار خود، با عمل به وظايف خويش، با مراقبت و كردار خود در پي ارشاد و اصلاح جامعه بود و مراقبت داشت مردم راه و زندگي خود را اسلامي كنند.
از خدمات مهم امام به دنياي اسلام و خاصة مسلمين ايجاد اتحاد و وحدت بود. چه بسيار بودند عوامل تفرقه كه درجامعه ايجاد شده و زمامداران به آن دامن زده بودند. مسألة پيدايش مذاهب و استقلال آنها كه در عصر منصور پايهگذاري شده بود نوعي استخوانگذاري جديد لاي زخمهاي ايجاد شده توسط بنياميه و فرقه هاي ديگر بود.
در زمان امام رضا علیه السلام اين فرصت بوجود آمد كه در اين وادي حركتي از خود نشان دهد. شهادت نشد او در ساية بحثها، در كنار هم نشستنها و مناظرهها به گروههاي مخالف نشان داد مسئلة شيعه آنچنان نيست كه آنان تصور دارند و هم نشان داد كه نتيجة اختلافات و فرقه جوييها موجب بروز چه عوارضي براي جامعة اسلامي است و راهي را براي انس و وحدت به رويشان گشود.
او در تمام مدت توقف در ايران درصدد معرفي ويژگيهاي حكومت اسلامي و بيان حقايق بويژه در عرصةعدالت بود. او ميفرمود كه اصل بر تساوي انسانها برابر قانون و بهرهمندي مساوي از حقوق و مزاياي حيات است. او در مرو بود ولي اساس حكومت ديني را به مردم نشان ميداد و طرح كلي حكومت اسلام را با همة خصايص آن عرضه ميكرد. همچنين او ديد اسلام را در زمينة عدالت و بسط آن درميان طبقات و گروههاي مختلف، دفع شرور و كابوس ستم بيان مي داشت.
او اهل عبادت و رابطه با خدا بود، اهل دعا و انس و صفاي الهي بود به مانند اجداد گراميش دوست داشت در حال نماز و روزه و عبادت باشد. چه بسيار روزها كه از پايان نماز صبح تا وقت بر آمدن آفتاب سر در سجده و زبان به ذكر خداي داشت و چه بسيار از شبها و سحرهاي او كه به نمازهاي شب و مناجات با خدا ميگذشت. اين امر در سالهاي آخر عمرش كه در محدوديت ميگذراند به گونهاي بود كه بين دو نماز فاصلهاي قائل نميشد.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 19:10 توسط محمد رضا غفارپور
|
آدرس جلسه ی انصار المهدی(عج): شهید رستمی16-بیت المهدی(عج) (زیر زمین مسجد بقیه ا...(عج))